حسن حسن زاده آملى
55
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
است ، و همين فعل كلام اوست كه ما سوى همه گويا اند و به تسبيح و ثناء اويند به بيان امير عليه السلام در نهج البلاغه : كلامه سبحانه فعل منه أنشأه ( خطبه 184 ، ص 159 ط تبريز ) . اين فيض حصه وجودى هر موجودى است كه واسطه ارتباط او با حق مطلق است ارتباطى كه عين ربط است . ارتباطى بى تكيف بى قياس هست رب الناس را با جان ناس در بسيارى از نظم و نثر و اين كمترين از اين فيض واسطه ارتباط هر موجود ، تعبير به جدول شده است . نظير آن كه ابن فنارى در مصباح الانس گويد : نسبة خيال الانسان المقيد الى عالم المثال نسبة الجداول الى النهر العظيم الذى منه تفرعت . جدولى از بحر وجودى حسن بى خبر از جدول و درياستى سر تو جدول درياى وجود صمديست دفتر غيب و شهود كلمات احديست در صحف عارفان بالله از آن تعبير به حصه وجودى هر شخص و نيز تعبير به اسم اعظم او مى گردد و از آن تعبير به سر نيز مى كنند و همچنين فيض است كه روزى همه است و همه بدان مرز و قند . در بيان اين اسم اعظم در دفتر دل و نكته 479 هزار و يك نكته به نظم و نثر سخن گفته ايم . ابن فنارى در آخر فصل سوم فاتحه مصباح الانس در اقسام طهارت انسان گويد : و طهارة سره و هو حصة من مطلق التجلى الجمعى الذى انما يستند الى الحق المطلق و يرتبط به من حيثية تلك الحصة هى با تصاله بالحق المطلق الجامع ، الخ ( ص 11 ط رحلى ) . يعنى سر انسان آن حصه وجودى از مطلق تجلى جمعى است كه بدان حصه به حق مطلق مستند است ، و از حيثيت همين حصه به حق مطلق مرتبط است سپس در تفسير طهارت سر گفته است هى باتصاله بالحق المطلق الجامع الخ .